تبلیغات
آوا - آشنایی با بخشی از تاریخ الموت و فرقه اسماعیلیه
 
آوا
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد . . .
 
 

آشنایی  با بخشی از تاریخ الموت و فرقه اسماعیلیه

 

فرقة اسماعیلیه

 

شکست غزنویان و به قدرت رسیدن سلجوقیان تحولات بزرگی را در تاریخ ایران ایجاد کرد و این دوره را در تاریخ سیاسی ایران دارای اهمیت وﯿﮊه ای نمود. بطوری که سلجوقیان در طی فرمانروایی طغرل بیک ( 1040- 1062 ) و آلب ارسلان ( 1062 – 1072 ) و ملک شاه ( 1072- 1092 ) حدود دولت سلجوقی به اندازه ای گسترش پیدا کرد که از دریای مدیترانه تا مرز امپراطوری چین تقریباً تمام سرزمین های اسلامی آسیا تحت سلطة سلجوقیان قرار گرفت.

اما دربارة این دولت قدرتمند که شهرت جهانی در تاریخ پیدا کرده بود، باید بدانیم که سطح تمدن این حکومت در مقایسه با مردم تحت سلطة خراسان و ماوراءالنهر پایین بود. اصولاً به تأکید بسیاری از محققان روسی مانند بابا جان غفوروف، کارمندان درجه دو و سه دولت سلجوقی و حتی طغرل بیک و آلب ارسلان از نعمت سواد تهی بودند. سلجوقیان به ناچار در ادراة حکومت خود از مردان سیاسی متمدن و برجسته ای مانند نظام الملک استفاده کردند. در اثر ابتکار و خلاقیت نظام الملک بود که اصول اداری دولت سلجوقی به نظم در آمد و دولت سلجوقی به اندازة مسیر ترقی و رفاه و رونق تجارت و اقتصاد فئودالی را طی کرد و ظاهراً بسیاری از شهرها آباد گردید. اما همة اینها ظاهر قضیه بود،

...اگر چه نظام الملک موفق به فریب بسیاری از مردم شد؛ اما با همة سیاستش نتوانست شخصیت های فخیم، فهیم، متدین و مذهبی را، که متعلق به فرقة اسماعیلیه بودند، فریب دهد.

 

در واقع اسماعیلیان بودند که توانستند ماهیت واقعی حکومت به ظاهر قدرتمند سلجوقی را افشا سازند. و از اینجا مبارزة علنی اسماعیلیه با دولت سلجوقی آغاز شد. دولت سلجوقی از  لحاظ زمانی مصادف با قرن دوازدهم میلادی بوده؛ واضح است وقتی که بدانیم، در این دوره، در فاصلة سال 937 یعنی مرگ اشعری تا سال 1111 میلادی وفات امام محمد غزالی، سیستم کلی حکومت اسلام نیازمندیهای خود را یافت، سیاست نامه نظام الملک به کار گرفته شد، مجادلات مذهبی بین شیعه و سنی به اوج خود رسید، دانشگاه ها ی بزرگ اسلامی اسلامی تأسیس شد و زمانی که بدانیم در همین سده کهن ترین طریقة تصوف شکل گرفت و شاعری چون نظامی در سال های 1141 – 1204 زندگی کرده و شعر سروده، آری. آری، زمانی که تمام اینها را بدانیم به آسانی می توانیم ارتباط عصر سلجوقی را با دین و شکوفایی مذهب اسماعیلیه درک کنیم. به نظر وی، آیین اسماعیلی در جهان اسلام را باید، به عنوان یک نیروی عظیم فکری و عقلی به شمار آورد که پس از انتشار در سرزمین های اسلامی برای چندین قرن به عنوان یکی از قدرتمند ترین مذاهب اسلامی از جهات مختلف افراد زیادی را به خود جلب نمود و رویدادهای مهمی را سبب ساز شد. در پایان ایشان دربارة مقام و اعتبار نهضت اسماعیلیه با اطمینان کامل نکات ذیل را بیان کرد:

1- نهضت اسماعیلیه نیروی محرکه اش هر چه بود، خطری بزرگ برای نظام سیاسی، اجتماعی و دینی زمان خود یعنی سلجوقیان به شمار می آمد.

 

2- نهضت اسماعیلیه یک پدیدة منفرد نبود، بلکه نهضتی از سلسله ای طولانی، از نهضت های مهدوی و مسیحی و سایر مذاهب بود که از اضطراب و نگرانی های عمیق زمان زائیده می شد. نهضتی که در خفا و گمنامی مورد قبول عامة مردم قرار گرفت و گاهی به صورت طغیان های انقلابی ظهور کرد.

 

3- حسن صباح و پیروانش موفق شدند آرزوهای مبهم و اعتقادات لجام گسیخته و خشم بدون هدف افراد ناراضی را به صورت مسلک و تشکیلات انسجام یافته و یک پارچه بیرون آورند و به آنها نظم و هدف مشخصی دهند. این نهضت نه تنها در روزگاران گذشته بلکه در آینده نیز مثل و مانندی نداشت.

 

در ادامة برنامه های همایش، آقای فاضل مدیر کل آموزش و پرورش استان قزوین سخنانی را دربارة فرهنگ الموت در بعُد تعلیم و تربیت ارائه کرد. وی در بررسی مسئلة تعلیم و تربیت در منطقة الموت گفت: از روزگار قبل از اسلام که الموت بخشی از دیلمان بزرگ بود، شاید نتوان اطلاعات دقیق و مشخصی را در زمینه فرهنگ مردم در آن ایام ارائه کرد؛ اما با توجه به این نکته که الموت یکی از آخرین مناطقی بود که دین اسلام را پذیرفت می توان فهمید، که افرادی دانشمند و سیاست مدار در این منطقه ساکن و منطقه از سطح علم و دانش مطلوبی بر خوردار بوده است. این منطقه حتی بعد از ورود اسلام به ایران هم مدت طولانی زیر بار حکومت وقت و حتی مذهب حاکم بر کشور نرفت. اما با پذیرش تشیع، منطقة الموت پناهگاه امنی برای علویان شد که از گزند حکومت های وقت به این منطقه پناه می آوردند. طبیعی است که حضور این افراد در منطقه، زمینة بسط و گسترش علم و دانش را فراهم می کر


 

دکتر ابراهیمی، قلعة الموت را یکی از مرکز مهم تاریخ ایران دانست و گفت: تاریخ 171 سالة قلعة الموت بسیار مهم و ارجمند است. درست است که این قلعه خراب شده و به ویرانه ای تبدیل شده، اما وجب به وجب قلعة الموت حقایق تاریخی و معنویت زیادی را در دل خود جای داده و هر ذره ای از خاکش، حکایت ها در دل و سخن ها با تاریخ دارد. ما ایرانیان ملتی هستیم که بیش از هر ملت دیگری باید به تاریخ خود افتخار کنیم. البته افتخار و مباهاتی که از سر غرور و تعصب نیست بلکه از سر اهمیت و ارجمندی است.......خواجه نصیر الدین طوسی است. خواجه در حدود سی سال از عمر گرانمایه خود را در قلعة الموت و قلاع خراسان سپری کرد.

کتاب روضه التسلیم او را  باید خواند تا بدانیم که خواجه نصیر در الموت چه می خواسته و چه می کرده است. در زمان حملة وحشتناک مغولان  به ایران؛ خواجه با افکار ظریف و فیلسوفانة خود از قلعة الموت نامه ای به خلیفة عباسی نوشت که خواندنی است و بعد از سقوط این قلعه نیز با هلاکو خان مغول طرح دوستی ریخت و ارتباط بر قرار کرد.

 

خواجه نصیر الدین طوسی در اولین مرحلة برنامه اش هلاکو خان را قانع کرد تا نظارت بر اوقاف اسلامی را به عهدة او گذارد و به او این مسئولیت و آزادی را بدهد که با صلاحدید خود درآن تصرف کند.

 

دکتر سید علی شهروزی نویسنده کتاب « تاریخ الموت » ادامه یافت.  « سیر تحریف در تاریخ الموت » موضوع سخنرانی ایشان بود. وی تحریف را غیر دقیق نویسی دانست و گفت: هرگز قصد آن را نداریم که کار و زحمت بی بدیل تاریخ نویسان را کم ارزش کنیم. آنها کار بزرگی را در ثبت، نگهداری و رسیدن تاریخ به ما انجام دادند، که قابل ستایش است. محقق و تاریخ نویس امروز که به تاریخ الموت مراجعه می کند، به ناچار بایستی متوجه تحریف، طعن و لعن و طرفدارانه نویسی که در تاریخ نویسی اتفاق افتاده باشد، تا بتواند تاریخ الموت و تحلیل آن را درست و دقیق برای خوانندگان ارائه کند. ایشان برای سهولت در مطالعة تاریخ الموت آن را به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول که قبل از حکومت « اسماعیلیان» بوده است. اسناد تاریخی مربوط به این دوره کم و چندان مستند نیست. دربارة این دوره فقط می توان گفت  که الموت ناحیة مستقلی بوده و از گزند و آسیب حملات اقوام گوناگون به ایران در امان بوده است. دورة دوم تاریخ الموت، دورة استقرار حسن صباح در الموت و ادامه حکومت او توسط جانشینانش می باشد که باید از آن به عنوان دورة طلایی الموت نام برد که نزدیک دو قرن تداوم داشت. اسناد مربوط به این دوره اگر چه آمیخته به تحریف و تعصبات نویسندگان است، اما کافی و در دسترس می باشد.

 

مهم ترین این اسناد کتابی است که عطاء ملک جوینی وزیر و دبیر هلاکوخان آن را تألیف نموده و نام آن را جهانگشا نهاده است. که در حقیقت موضوع آن تاریخ جهانگشایی های مغولان است.

دومین منبع تاریخ الموت، کتاب جامع التواریخ رشید الدین فضل الله همدانی است. البته اگر آثار این دو مورخ را با نوشتة ابوالفضل بیهقی که تاریخ غزنویان را نوشت مقایسه کنیم، می بینیم که بر خلاف جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی، ابوالفضل بیهقی در کمال دقت و امانت، تاریخ را به نگارش در آورده، از تحریف و طرفدارانه نویسی تاریخ خوداری  کرده است....

آشنایی  با بخشی از تاریخ الموت و فرقه اسماعیلیه

آشنایی  با بخشی از تاریخ الموت و فرقه اسماعیلیه

 

فرقة اسماعیلیه

 

شکست غزنویان و به قدرت رسیدن سلجوقیان تحولات بزرگی را در تاریخ ایران ایجاد کرد و این دوره را در تاریخ سیاسی ایران دارای اهمیت وﯿﮊه ای نمود. بطوری که سلجوقیان در طی فرمانروایی طغرل بیک ( 1040- 1062 ) و آلب ارسلان ( 1062 – 1072 ) و ملک شاه ( 1072- 1092 ) حدود دولت سلجوقی به اندازه ای گسترش پیدا کرد که از دریای مدیترانه تا مرز امپراطوری چین تقریباً تمام سرزمین های اسلامی آسیا تحت سلطة سلجوقیان قرار گرفت.

اما دربارة این دولت قدرتمند که شهرت جهانی در تاریخ پیدا کرده بود، باید بدانیم که سطح تمدن این حکومت در مقایسه با مردم تحت سلطة خراسان و ماوراءالنهر پایین بود. اصولاً به تأکید بسیاری از محققان روسی مانند بابا جان غفوروف، کارمندان درجه دو و سه دولت سلجوقی و حتی طغرل بیک و آلب ارسلان از نعمت سواد تهی بودند. سلجوقیان به ناچار در ادراة حکومت خود از مردان سیاسی متمدن و برجسته ای مانند نظام الملک استفاده کردند. در اثر ابتکار و خلاقیت نظام الملک بود که اصول اداری دولت سلجوقی به نظم در آمد و دولت سلجوقی به اندازة مسیر ترقی و رفاه و رونق تجارت و اقتصاد فئودالی را طی کرد و ظاهراً بسیاری از شهرها آباد گردید. اما همة اینها ظاهر قضیه بود، اصل قضیه این بود که جامعه از درون در حال نابودی بود و وضع توده مردم ناگوار بود. نظام الملک به منظور جلوگیری از تاراج گریهای فئودالها، دست به تدابیری کاملاً زیرکانه و هوشمندانه زد تا از قیام و اعتراض شدید مردم نسبت به وضع موجود جلوگیری کند. نتیجة این تدبیر باعث شد تا خود سری فرماندهان نظامی و اقطاع داران محدود شود تا مردم کاملاً احساس درماندگی نکنند؛ ولی سیستم فئودالی و استعماری سلجوقی همچنان به روند قبلی خود ادامه داد. اگر چه نظام الملک موفق به فریب بسیاری از مردم شد؛ اما با همة سیاستش نتوانست شخصیت های فخیم، فهیم، متدین و مذهبی را، که متعلق به فرقة اسماعیلیه بودند، فریب دهد.

 

در واقع اسماعیلیان بودند که توانستند ماهیت واقعی حکومت به ظاهر قدرتمند سلجوقی را افشا سازند. و از اینجا مبارزة علنی اسماعیلیه با دولت سلجوقی آغاز شد. دولت سلجوقی از  لحاظ زمانی مصادف با قرن دوازدهم میلادی بوده؛ واضح است وقتی که بدانیم، در این دوره، در فاصلة سال 937 یعنی مرگ اشعری تا سال 1111 میلادی وفات امام محمد غزالی، سیستم کلی حکومت اسلام نیازمندیهای خود را یافت، سیاست نامه نظام الملک به کار گرفته شد، مجادلات مذهبی بین شیعه و سنی به اوج خود رسید، دانشگاه ها ی بزرگ اسلامی اسلامی تأسیس شد و زمانی که بدانیم در همین سده کهن ترین طریقة تصوف شکل گرفت و شاعری چون نظامی در سال های 1141 – 1204 زندگی کرده و شعر سروده، آری. آری، زمانی که تمام اینها را بدانیم به آسانی می توانیم ارتباط عصر سلجوقی را با دین و شکوفایی مذهب اسماعیلیه درک کنیم. به نظر وی، آیین اسماعیلی در جهان اسلام را باید، به عنوان یک نیروی عظیم فکری و عقلی به شمار آورد که پس از انتشار در سرزمین های اسلامی برای چندین قرن به عنوان یکی از قدرتمند ترین مذاهب اسلامی از جهات مختلف افراد زیادی را به خود جلب نمود و رویدادهای مهمی را سبب ساز شد. در پایان ایشان دربارة مقام و اعتبار نهضت اسماعیلیه با اطمینان کامل نکات ذیل را بیان کرد:

1- نهضت اسماعیلیه نیروی محرکه اش هر چه بود، خطری بزرگ برای نظام سیاسی، اجتماعی و دینی زمان خود یعنی سلجوقیان به شمار می آمد.

 

2- نهضت اسماعیلیه یک پدیدة منفرد نبود، بلکه نهضتی از سلسله ای طولانی، از نهضت های مهدوی و مسیحی و سایر مذاهب بود که از اضطراب و نگرانی های عمیق زمان زائیده می شد. نهضتی که در خفا و گمنامی مورد قبول عامة مردم قرار گرفت و گاهی به صورت طغیان های انقلابی ظهور کرد.

 

3- حسن صباح و پیروانش موفق شدند آرزوهای مبهم و اعتقادات لجام گسیخته و خشم بدون هدف افراد ناراضی را به صورت مسلک و تشکیلات انسجام یافته و یک پارچه بیرون آورند و به آنها نظم و هدف مشخصی دهند. این نهضت نه تنها در روزگاران گذشته بلکه در آینده نیز مثل و مانندی نداشت.

 

در ادامة برنامه های همایش، آقای فاضل مدیر کل آموزش و پرورش استان قزوین سخنانی را دربارة فرهنگ الموت در بعُد تعلیم و تربیت ارائه کرد. وی در بررسی مسئلة تعلیم و تربیت در منطقة الموت گفت: از روزگار قبل از اسلام که الموت بخشی از دیلمان بزرگ بود، شاید نتوان اطلاعات دقیق و مشخصی را در زمینه فرهنگ مردم در آن ایام ارائه کرد؛ اما با توجه به این نکته که الموت یکی از آخرین مناطقی بود که دین اسلام را پذیرفت می توان فهمید، که افرادی دانشمند و سیاست مدار در این منطقه ساکن و منطقه از سطح علم و دانش مطلوبی بر خوردار بوده است. این منطقه حتی بعد از ورود اسلام به ایران هم مدت طولانی زیر بار حکومت وقت و حتی مذهب حاکم بر کشور نرفت. اما با پذیرش تشیع، منطقة الموت پناهگاه امنی برای علویان شد که از گزند حکومت های وقت به این منطقه پناه می آوردند. طبیعی است که حضور این افراد در منطقه، زمینة بسط و گسترش علم و دانش را فراهم می کرد و وضعیت فرهنگی را بهبود می بخشید. بعد از دوران اسلامی، در فاصله سالهای 483-654 یعنی زمانی که حسن صباح و جانشینان او بر منطقه حاکم بودند وضعیت فرهنگی منطقه در نقطة اوج تاریخ خود بود. و در واقع الموت مهد علم و دانش زمان خودش بود. داشتن بیمارستان بسیار مجهز الموت و مراجعة بیماران از نقاط کشور به این بیمارستان و معالجة آنها بصورت رایگان نشان دهندة پیشرفت علوم پزشکی، شیمیایی و دارویی در این منطقه بود. شاید کلمة حشاشین، بی ارتباط  با  این مسئله نباشد، چرا که پزشکان الموت با استفاده از گیاهان دارویی منطقه اقدام به تهیة دارو و در معالجة بیماران بکار می گرفتند. اما این پیشینه و سابقة علمی با انقراض حکومت اسماعیلیة الموت و سوزاندن کتابخانه های غنی الموت و قتل و عام دانشمندان و علما به دست مغول ها دچار رکود گردید، و این رکود فرهنگی تا قرن ها ادامه داشت تا اینکه با شکل گیری مدارس نوین در منطقه الموت، در حدود سال 1302 شمسی این منطقه توانست همگام با سایر مناطق کشور به سمت فراگیری علم و دانش پیش برود. در حال حاضر در این منطقه 69 مدرسه، 165 کلاس درس و 2681   دانش آموز وجود دارد.

 

سخنران بعدی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد دانشگاه تهران، بود. وی در ابتدای گفت: ای کاش ما در طول قرن ها قریب به 1000 سال که از تاریخ اسماعیلیه الموت می گذرد، این همت را داشتیم و چنین مجالسی را که برای احیاء فرهنگ و تاریخ ایران می باشد، برگزار می کردیم. دکتر ابراهیمی، قلعة الموت را یکی از مرکز مهم تاریخ ایران دانست و گفت: تاریخ 171 سالة قلعة الموت بسیار مهم و ارجمند است. درست است که این قلعه خراب شده و به ویرانه ای تبدیل شده، اما وجب به وجب قلعة الموت حقایق تاریخی و معنویت زیادی را در دل خود جای داده و هر ذره ای از خاکش، حکایت ها در دل و سخن ها با تاریخ دارد. ما ایرانیان ملتی هستیم که بیش از هر ملت دیگری باید به تاریخ خود افتخار کنیم. البته افتخار و مباهاتی که از سر غرور و تعصب نیست بلکه از سر اهمیت و ارجمندی است. ولی سئوال اینجاست، چرا ما تاریخ را نمی خوانیم، نمی دانیم و به آن  اهمیت نمی دهیم ! در ادامه ایشان به معرفی یکی از شخصیت های بسیار مهم دورة اسماعیلیه الموت، یعنی خواجه نصیر الدین طوسی پرداخت و گفت: یکی از برجسته ترین و بزرگترین متفکران جهان تشیع، جهان اسلام و حتی بشریت خواجه نصیر الدین طوسی است. خواجه در حدود سی سال از عمر گرانمایه خود را در قلعة الموت و قلاع خراسان سپری کرد. حالا حتماً خواهید پرسید، خواجه در این مدت طولانی در قلعة اسماعیلیه چه می کرده است؟ خواجه در قلعة اسماعیلیه خیلی کارها را به انجام رساند، بیشتر آثارش را در اینجا نوشت و خیلی از افکار و آرزوه ها را که در سر داشت در این قلعه پروراند و تنظیم کرد. کتاب روضه التسلیم او را  باید خواند تا بدانیم که خواجه نصیر در الموت چه می خواسته و چه می کرده است. در زمان حملة وحشتناک مغولان  به ایران؛ خواجه با افکار ظریف و فیلسوفانة خود از قلعة الموت نامه ای به خلیفة عباسی نوشت که خواندنی است و بعد از سقوط این قلعه نیز با هلاکو خان مغول طرح دوستی ریخت و ارتباط بر قرار کرد. حتماً خواهید پرسید خواجه از هلاکوخان چه می خواست که با او طرح دوستی ریخت و به او نزدیک و یکی از مشاورین او شد و یا هلاکو از خواجه چه می خواست و چه انتظاری داشت؟ قطعاً هلاکو از خواجه شعر، فلسفه، ریاضیات و الهیات نمی خواست و اصلاً به این علوم علاقه ای نداشت و از آن سر در نمی آورد. هلاکو خواجه را به خاطر تسلط بر علم نجوم و برای پیشگویی کشور گشایی هایش می خواست. خواجه هم از نیاز هلاکو خان به او و اشتیاقش به وجود یک اختر شناس و منجم در اردوگاهش  بهر ه برداری کرد و احترام و اعتماد هلاکو خان را جلب نمود، تا از این طریق بتواند اسلام را که با حملة مغول از نظر نظامی نابود شده بود و می رفت تا از نظر فرهنگی هم نابود شود، نجات دهد.

 

خواجه نصیر الدین طوسی در اولین مرحلة برنامه اش هلاکو خان را قانع کرد تا نظارت بر اوقاف اسلامی را به عهدة او گذارد و به او این مسئولیت و آزادی را بدهد که با صلاحدید خود درآن تصرف کند. خواجه که انحطاط فکری مسلمانان را بعد از حملة مغول به خوبی مشاهده کرده بود، مدارسی را برای احیاء علوم مختلف تأسیس نمود و از نابودی بعضی علوم مثل فلسفه و طب جلوگیری نمود. این اولین پیروزی بود که خواجه در صحنة مبارزه با دشمنان اسلام به دست آورد. خواجه در دومین مرحله از مبارزاتش، ایجاد یک دانشگاه بزرگ و گرد آوری دانشمندان و پر نمودن کتابخانه های پر از کتاب را آغاز کرد. وی با قانع کردن هلاکو خان در تأسیس رصد خانة مراغه به این اهداف رسید و موفق شد فرهنگ اسلامی را دوباره احیاء و نفوس مردم را مالامال از امید و آرزو کند. در ضمن خواجه به آرزوی دیگرش، که نابودی حکومت عباسیان بود رسید. وی در پایان سخنانش خواجه را مدافع واقعی فلسفه در برابر حملات امام غزالی دانست و گفت: اشتباه است، ابن رشد را بزرگترین مدافع فلسفه در مقابل حملات غزالی بدانیم. درست است که ابن رشد از فلسفه دفاع کرد اما بیش از آنکه از فلسفه دفاع کند و با غزالی روبرو شود علیه ابن سینا اقدام نمود.

 

اولین قسمت همایش در روز دوم، با قرائت شعری توسط آقای پرهیزکاری، شاعر معاصر الموت، در وصف طبیعت و امکانات طبیعی الموت و رودبار خاتمه یافت.

 

برنامه با استراحت کوتاهی با سخنرانی دکتر سید علی شهروزی نویسنده کتاب « تاریخ الموت » ادامه یافت.  « سیر تحریف در تاریخ الموت » موضوع سخنرانی ایشان بود. وی تحریف را غیر دقیق نویسی دانست و گفت: هرگز قصد آن را نداریم که کار و زحمت بی بدیل تاریخ نویسان را کم ارزش کنیم. آنها کار بزرگی را در ثبت، نگهداری و رسیدن تاریخ به ما انجام دادند، که قابل ستایش است. محقق و تاریخ نویس امروز که به تاریخ الموت مراجعه می کند، به ناچار بایستی متوجه تحریف، طعن و لعن و طرفدارانه نویسی که در تاریخ نویسی اتفاق افتاده باشد، تا بتواند تاریخ الموت و تحلیل آن را درست و دقیق برای خوانندگان ارائه کند. ایشان برای سهولت در مطالعة تاریخ الموت آن را به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول که قبل از حکومت « اسماعیلیان» بوده است. اسناد تاریخی مربوط به این دوره کم و چندان مستند نیست. دربارة این دوره فقط می توان گفت  که الموت ناحیة مستقلی بوده و از گزند و آسیب حملات اقوام گوناگون به ایران در امان بوده است. دورة دوم تاریخ الموت، دورة استقرار حسن صباح در الموت و ادامه حکومت او توسط جانشینانش می باشد که باید از آن به عنوان دورة طلایی الموت نام برد که نزدیک دو قرن تداوم داشت. اسناد مربوط به این دوره اگر چه آمیخته به تحریف و تعصبات نویسندگان است، اما کافی و در دسترس می باشد.

 

مهم ترین این اسناد کتابی است که عطاء ملک جوینی وزیر و دبیر هلاکوخان آن را تألیف نموده و نام آن را جهانگشا نهاده است. که در حقیقت موضوع آن تاریخ جهانگشایی های مغولان است. این کتاب قدیمترین سندی است که مورد استفادة تاریخ نویسان و محققین تاریخ اسماعیلیه قرار گرفته است. اما وقتی این کتاب را با دقت مطالعه کنیم، متوجه می شویم که عطا ملک جوینی با تمام زحمتی که برای تاریخ نویسی به خرج داده اما از طعن و لعن و دشنام اسماعیلیه الموت فرو گذاری نکرده است. دومین منبع تاریخ الموت، کتاب جامع التواریخ رشید الدین فضل الله همدانی است. البته اگر آثار این دو مورخ را با نوشتة ابوالفضل بیهقی که تاریخ غزنویان را نوشت مقایسه کنیم، می بینیم که بر خلاف جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی، ابوالفضل بیهقی در کمال دقت و امانت، تاریخ را به نگارش در آورده، از تحریف و طرفدارانه نویسی تاریخ خوداری  کرده است. البته تحریف تاریخ یا عدم بی طرفی نویسی فقط مربوط به مورخین مسلمان و ایرانی نیست. مثلاً مارکوپولو در سفرنامه خود موضوع کشیدن حشیش را به دروغ به اسماعیلیان الموت نسبت می دهد. در حالی که هرگز کسی در قلعة الموت حشیش نکشید. نکتة دیگر اینکه تحریف تاریخ فقط مربوط به گذشته نیست، بلکه از معاصرین که به تحریف تاریخ پرداختند می توان کتاب « خداوند الموت » نوشته پل آمیر با ترجمة ذبیح الله منصوری را نام برد. این کتاب علی رقم معروفیت، کتابی دقیق و مستند نیست و اشتباهات زیادی در آن وجود دارد. یکی از اشتباهات این کتاب آن است که شخصیت حسن صباح را با حسن دوم علی ذکره السلام را، در هم آمیخته است. در حالی که حسن دوم  با حسن صباح هیچ نسبتی نه از نظر زمانی و نه از نظرخونی ندارد. اشتباه دیگر کتاب، مسئله اخته کردن فداییان است که کاملاً افسانه بوده و به هیچ وجه صحت ندارد. از شرق شناسان که به تحریف تاریخ پرداختند، می توان پطروشفسکی را نام برد. وی در کتابی که دربارة اسلام نوشته است؛ فرقة اسماعیلیه را با نگاه و تفکر کمونیستی و چپی تحلیل کرده است. در مقابل او که تاریخ تحریف شده و غیر دقیقی را ارائه می دهد، ما می توانیم افرادی چون برناردلوئیس، مارشال هاجسن و خانم استارک را نام ببریم که عمر خود را صرف تحقیق و نگارش تاریخ کردند

فرقة اسماعیلیه

منبع : وبلاگ منطقه الموت (روستای باغدشت) شمس الدین رجبی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 اسفند 1396 03:00 ق.ظ
من خیلی هیجان زده هستم سایت شما را پیدا کردم، من واقعا شما را به طور تصادفی پیدا کردم، در حالی که من به دنبال چیز دیگری در Google بودم
به هر حال من الان اینجا هستم و فقط می خواهم یک پست فوق العاده برای شما بگویم
و یک وبلاگ جالب دور (من نیز موضوع / طراحی را دوست دارم)، من هم وقت ندارم از آن همه در حال حاضر بخوانم، اما من
کتاب آن را مشخص کرده است و همچنین خوردها RSS شما را اضافه کرده است، بنابراین زمانی که من وقت دارم دوباره به خواندن بیشتر خواهم پرداخت، لطفا نگه دارید عالی
کار
جمعه 17 آذر 1396 02:10 ق.ظ
Keep this going please, great job!
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:20 ب.ظ
As the admin of this web page is working, no uncertainty very soon it will be renowned,
due to its quality contents.
شنبه 14 مرداد 1396 12:01 ب.ظ
Excellent blog right here! Also your site lots up very
fast! What host are you the use of? Can I get
your associate link to your host? I want my website loaded up as quickly as yours lol
دوشنبه 1 خرداد 1396 02:06 ق.ظ
Hello, I desire to subscribe for this web site to take most up-to-date updates,
thus where can i do it please help.
شنبه 12 فروردین 1396 10:32 ق.ظ
Very descriptive post, I loved that bit. Will there be a part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


با سلام خدمت همگی شما عزیزان.از اینكه به وبلاگ خودتون اومدین سپاسگزارم
امیدوارم این وبلاگ مورد توجه شما قرار گرفته باشد.عزیزان اگر انتقاد و یا پیشنهادی در مورد وبلاگ دارند میتوانند در بخش ارائه ی نظرات و یا از طریق یاهو مسنجر با من در میون بگذارند خوشحال میشم كه از نظرات خوب شما عزیزان در بهبود هرچه بیشتر وبلاگ بهره مند شوم. با تشکر

مدیر وبلاگ : پرستو رجبی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :